اونجوری که بغلم میکنی و قلب هامون هم ریتم میشن...
انتهای یک کوچه سبز خونه ماست، خونه سبز من و تو!
محله ای که ما دوستش داریم چون سبز و آرومه!
اتفاقایی این مدت افتاد و من عاشق ترت شدم...
اتفاقایی افتاد و من فهمیدم چقدر انتخاب درستی داشتم، جان من...
صلح ابدی بین ما برقراره و این یعنی عشق...
+یه قسمت ببینیم؟
_ نمیخوام امشب هیچی ببینم، فقط بشینم بغلت و حرفای تو روبشنوم
×حرکت دستت روی کاناپه ::))
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 9:11
توسط
|