چطور با کف پاهایی که از درد نمیشه گذاشتش زمین و چشمهای قرمز خودمون رو مجاب کنیم پاشیم بریم ناهار فردا رو بپزیم؟
گذاشتن هندزفری و پلی کردن موسیقی های قری!
داشتم ظرف میشستم یهو برگشتم دیدم پیاز سوخته، دلم میخواست گریه کنم و حقیقتا بغض کردم :')
بعد هم گفتم جاااااان تو میبینی من هندزفری دارم نمیشنوی جلز ولز اینوووو؟ اینطوری همه چیزو بندازین گردن همسرتون که تو هال نشسته داره کار میکنه و خودتون که در یک قدمی گازین رو مجاب کنین برای تمرین گردن نگیری نه ببخشید سلف لاووووو!
حالا بعدش دلم نیومد ادامه بدم، وقتی اومد گفت میگی تقصیر منه؟ با اون چشمهاش!
از من به شما نصیحت با کسی رابطه(به هر نحوی) داشته باشین که یه نقطه ضعف قوی ازتون داشته باشه! اون موقعهایی که آتیش داره میگیره همه چیز اون نقطه ضعفه آتیش رو گلستان میکنه!
نوشتنم نمیاد ولی "من ترک عشقبازی و ساغر نمیکنم صدبار توبه کردم و دیگر نمیکنم طور" میام مینویسم :)
ع. امروز بهم گفت تو تند حرف میزنی، من میدونم منظوری نداری ولی همه نمیدونن و خیلیها حس میکنن میخوای تخقیرشون کنی! مهم نیستاااا!!!!! میدونم یکی ازون خیلیهاااا س. ه!
ولی خب چکار کنم من اینجوریم، باید خیلی نزدیکم باشی ببینی چقدر دختر گلی استم :دی
عین. به ع. گفت فاطمه هیچ وقت با من تند حرف نزده، گفتم تو دختری ::))))))))))