برای اینکه نگران نشم، الکی گفتن شنبه عمله و دیروز عملش کردن
حالش زیر عمل بد شده
خوب بود اما من گریه کردم
دلم شور میزنه و تا بهش فکر میکنم گریهم میگیره
برای اینکه نگران نشم، الکی گفتن شنبه عمله و دیروز عملش کردن
حالش زیر عمل بد شده
خوب بود اما من گریه کردم
دلم شور میزنه و تا بهش فکر میکنم گریهم میگیره
دلهره دارم
نگرانم
نگران مامانی که سخت ارتباط میگیره حتی با تویی که دلت به دلش بنده...
نمیگه کی عمل میشه
میترسه
لم نداره مامان
تنهاست مامان
میگه من یه ساله دارم میگم نمیشنوم و شما جدی نگرفتین، میگم من که هی میگم نمیشنوی، میگه اره بعدشم میگی از بس داد میزنی، گفتم من میگم داد میزنی برا شنواییت خوب نیست ...
بلیطای مشهدو چک میکنم
میگه تو که میگی هیچ مرخصی نداری، میگم من میام چکار مرخصیای من داری شما؟ من حلش میکنم، یزید نیستن که...
با بی حوصلگی خداحافظی میکنه....
مامانم دوره، از همه دوره...
هیچ دوستی نداره و هیچ وقت عاشق نشده
و من چقدر دلم برای کسایی که عشقو تجربه نمیکنن میسوزه
استرس و تپش قلب
اعضای بدن من سالهاست بی حس میشن و خواب میرن اما دستم دیروز یه ویبره عجیب و جدیدی میرفت...
دیشب ناراحتش کردم
خودم ناراحت ترم
حس میکنم در اوج قوت ضعیفام و در اوج ضعف قویام!
حس میکنم همش وسط جنگم، اروم نمیشم و نیستم! حس میکنم باید قبول کنم که من این شکلی ام...
ن، گفت به نظرم خیلی قوی هستی!
نیاز داشتم از کسی بشنوم؟
قبلا زیاد الان نه!
قبلتر وزنه ها رو کولم بود اما باور نداشتم که این کار قوت میخواد، که منم که له نمیشم!
من خیلی غم خوردم، حسرت خوردم که چرا مثل ادم هیچوقت درس نخوندم :دی
اما الان؟ میبینم من اونقدرا هم که فکر میکنم بی تلاش نبودم! شرایطم و خلقیاتم ...
اینقدر عزت نفسم شکسته بود که تو اوج جوونی فکر کردم اگه پزشکی نیاوردم حتما لیاقت ندارم برم رشته های سطح دو دانشگاه تهران! باید برم جونم دربیاد و لب مرز...
سالی که کنکور ارشد دادم و مدام در حال جنگ با خانواده بودم، از شدت افسردگی خودمو تو بیداری میدیدم...
وسط امتحانای ارشد نتونستم ساکت باشم و رفتم ا.تراض...
استاد راهنمام به زور بهم س.مپلر داد حتی...
بخاطر خیلی چیزا باید میرفتم سر کار و خب تزم در نهایت اونی که دوست داشتم نشد...
و الان؟
جاییم که آرزو داشتم!
جاییمکه همه اون نشدنا اگه میشد همینجا بودم!
علایقم و شغلم بهم گره خورده...
رییسم چند روز پیش جمعمون کرد تا باهامون اتمام حجت کنه! میدونستم خطاکار نیستم اما انتظار تعریف تو جلسه تقریبا توبیخی رو نداشتم! انگار تموم سختی سال گذشته با حرفاش از رو دوشم برداشته شد، اونجا که گفت فاطمه درخشید، قلبم خندید! خندم از قلبم اومد روی لبام و چشمامو برق انداخت!
شبیه دخترک نوجوونیام شدم! پر از هدف و ایده! قوی!
جان؟ میدونی چقدر نقشت تو سرپا کردن این مرده متحرک پررنگه؟
ن، امروز ازم مشورت خواست و حس کردم خیلی دیگه بزرگ شدم :::::)))))))))
میگفت خیلی خیلی باهوشی و خانم دکتر حق داره اینقدر دوستت داره!
خودم؟
خودم خیلی وقته انتظاری ندارم!
خودم؟
خودم فکر میکنم بهترین ویژگیم همچنان صداقتمه! نه هوش نه قوی بودن نه مهربانی! فکر میکنم ادم روراستی ام و واقعا خواستم که باشم!!!
هیچ وقت باور نکردم یه پلیس (ادمایی با لباس فرم کار و محترم به ظاهر) بخواد مزاحم کسی بشه، اونم تو خیابون!
دیشب راننده اسنپ خانم بود، چند لحظه جای بدی واستاد که از قضا ماشینای دیگه ای هم واستاده بودن! یه پلیس با قیافه زار سرشو کرد تو و گفت سرهنگ از دوربین دیده و تماس گرفته گفته مدارک شما رو بگیرم! خانم گفت من مسافر دارم عجله دارم، جریمه کن بیاد تو سیستم!
_ نه گفته مدارک!
+چه مدرکی؟
_ گواهینامه بده!
+ تو رو خدا بذار من برم، تا این موقع شب دارم کار میکنم گناه دارم!
_شوهرت چکار میکنه؟
+ شوهر ندارم
_خونهت کجاست؟ اینجا؟
+ نه فلان جا!
_ببین گواهینامهت پیش من بمونه اگه پیگیری نکرد شماره تو بده زنگ برنم بیا بگیر!
+ من بدون گواهینامه چکار کنم اقا؟ من سر کار میرم!
من من فراوان...
_ خب پس من باهات میام اگه پیگیری نکرد هیچ وگرنه اونوقت مدارکتو میگیرم!
کنترلمو از دست دادم و دخالت کردم!
++کجا اقا؟ من اجازه نمیدم سوار شی!!
من من فراوانتر
_ به شما چه ربطی داره من دارم بخاطر خانم که مال حلال میبره خونه کوتاه میام، اصلا شما برو یه ماشین دیگه بگیر!
++ من این ماشبنو دربست گرفتم نمیذارم شما بیای، گواهینامهشو بده!
گواهینامه رو داد ::::: ))))))))
البته همچنان من من میکرد و غر میزد که به خاطر خودت هااا
کثافت از این جامعه میباره
یه مشت کودک آزار جمع شدن تو این ساختمون!
اون شب به پلیس اجتماعی زنگ زدم گفتن اینجوری نمیان!
مامان متین یک عالمه سرش داد زد که چرا نمیری حموم و بچه رو به جنون کشید اینقدر که جیغای عصبی کشید و بچه گریه کرد
اخرش رفتم از پنجره بهش گفتم وحشی
:/
مهمونا رفتن
دیشب پاهام ورم کرده بود از ایستادگی!
خورش بادمجون! ماکارونی مرغ دار! ماست خیار و ترشی و خیار شور =)
هی میگفتن ما شام خور نیستیم چرا زحمت کشیدی، از صبح سرپایی
متاسفانه خیلی رو مهمون حساسم و هنوز یه چیزایی دلمو میزنه که ای وای چرا ماکارونی تو اون ظرف سرو شد چرا دیر اومدن سر سفره غذام سرد شد ، چرا صبح خوابالود بودم پیش دستی کم گذاشتم سر صبحونه و ....
میتونم بگم اولین مهمون داری رسمی من بود!
بابای جان رفت، برای تو راهش غذا گذاشتم، برای جان غذا کذاشتم، بابای خودم گفت ناهار نمیخواد و جایی دعوته و شبم نمیاد که اذیت نشم مگر اینکه بتونه دوستشو بپیچونه😂
جان تموم دیشب بغلم واستاد و ظرف شست و پذیرایی کرد ::)))
دیروز از ظهر تا اخر شب اشپزی میکردم
حالا هم پدر جان تو هال خوابیدن
بابام با دوستش دارن میان اینجا
جان رفته مصاحبه
الان از سر کار اومدم و استرس دارم، چرا باید تو این خونه با امکانات دانشجویی مهمون غریبه برام بیاد که ندونم رو کدوم تشک بخوابونمش و تو چه ظرفی شام بپزم
له له ام
امروز سند خانه سبز زده شد...
ته قلبش سوراخه و من بی عرضه ترینم
کاش یه شغل براش پیدا شه...
دیگه خسته شدیم😔
چرا به پذیرش خودم و شرایطم نمیرسم؟
چرا یک مامان سختگیرم برای دخترک لپ قرمزم؟
چرا به سطحی از منطق نمیرسم که به خودم بگم، همینه که هست! بعضی چیزا واقعا دست تو نیست...
جان یه انسان عالیه، حالا خانوادهش اونجوری که دلت میخواسته یک عمر دوستت ندارن یا شاید شیوه دوست داشتنشون یه جور دیگهست...
خب الان مبخوای چکار کنی؟ میخوای بزورررر بگی اقو منو پاس بدارین:/ ؟؟؟؟؟؟
دوستت ندارن دیگر
دلشون شاید یه عروسی میخاسته که پنجه افتاب باشه، یا مثلا بوی قرمه سبزیش دنیا رو مست کنه...
تو خربزه ای! یه ادم پوست کلفت که کم نمیاره! که خدا اگه واقعا هست مطمینم هر شب میگه عجب چیزی خلق کردم! از هر ارتفاعی پرتش میکنم باز پا میشه! حالا خوبه استخون درست حسابی نداره هاااا
خربزه یه روزی دی ان ای تو رو میچپونن تو ژنوم انسان، اسمشم میذارن ژن مقاومت به آنتی انسان!!!!
دنیای قشنگی که برای خودت ساختی رو دو دستی و دو پایی و تک کلگی نگه دار که تو خربزه تربن ادم روی زمینی به همون پوست کلفتی و شیرینی!
خودتو با ادمای ماتحت فراخ مقایسه نکن عزیز من...
تو ادم تقلید و فالو کردن نیستی! خودت و قلب خودت رو حفظ کن! مهر همیشه سبزه و سبزت میکنه...
خودت رو دوست داشته باش! این شرایط توعه! چرا قبول نمیکنی لعنتی؟
یه روز خدا میشم و هر کس ظلم میکنه رو به روش خودش مورد عنایت قرار میدم!
در حالیکه اهنگ گل همیشه بهار اریان همه جای دنیا شنیده میشه....
مثلا این مزاحم امروزیه رو میدادم دست عمو جانی که انگلیسی هم باهاش حرف بزنه قشنگگگگ جیگرش حال بیاد!
اگه گذاشتن من مودب باشم😁