کاش تریبونی بود که حرف بزنم، نیست اما!

انکه تریبون دارد چون لال است، تریبون دارد! 

انکه پول دارد چون دزد است پول دارد!

این ها را به چشم دیدم ...

این روزها ارزش هایی که یک عمر داشته ام، از چشم هایم جاری اند...

خانه خریدیم اما خوشحال نیستم...

هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز خوشحالم نمیمند، کامم تلخ است و زبانم تلخ تر...

میگویی چرا هیچ چیز راضیت نمیکند، چون من دارم زیر بار تناقض ها میمیرم...