دیروز از ظهر تا اخر شب اشپزی میکردم

حالا هم پدر جان تو هال خوابیدن

بابام با دوستش دارن میان اینجا

جان رفته مصاحبه

الان از سر کار اومدم  و استرس دارم، چرا باید تو این خونه با امکانات دانشجویی مهمون غریبه برام بیاد که ندونم رو کدوم تشک بخوابونمش و تو چه ظرفی شام بپزم

له له ام

 

 

امروز سند خانه سبز زده شد...