تو راه ماموریتم
مامان ها و بابام و داداشم خونه مان!
خونه داره تکمیل میشه...
دیشب با کمربند لباسم.... :_(
حس میکنم سه بعد مختلف وجودی دارم!
بعد گوگولی مهربان! بعد قاتل بدجنس! بعد ...
اون سومیه رو زیاد بهش رو نمیدم با اینکه دوستش دارم!
قاتل بدجنسمم خیلی کوتاه و هیجانیه ...
همین قاتله دیشب مجبوووورم کرد این کبوترا رو با کمربند لباسم بپرونم=(
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 10:56
توسط
|