لعنت به همتون!
یه مشت لاشخور وحشی که از خون ما تغذیه میکنین
حالم از همتون به هم میخوره
سه روزه بی وقفه سرم درد میکنه
امشب دکتر تیممون رو برد بیرون برای شام اونجا هم حالم خوب نشد و بی حوصله و غمگین بودم، دلم شور جانمو میزد که رفته بود تظاهرات...
از طرفی مدام عصبانی و غمگینم، حال بدی دارم،شبیه کسی که عروسیشه نیستم
عزادارم
سوگوارم
مدام اشکم در میاد
دلم میخواد تک تک اخوندا رو از خاکم بندازم بیرون، تموووم اشغالایی که از اینا حمایت میکننو بندازم توی یه ...
کاش همتونو با سود پک کنم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 22:50
توسط
|