ضمن براعت از جمهوری اسلامی براعت خودم رو نسبت به ارایشگر ها هم برای بار هزارم اعلام میکنم!
چقدر رو دارین اخه!
دیشب مجبور شدم گربه ای رو دم حجله ای ارام به قتل برسونم!
با اینکه از مصی.علی.نژاد خوشم نمیاد اما صحبتاش خوب بود و پسندیدم!
دیشب خواهرزاده های جان میگفتن چرا ذوق نداری؟
نگاهشون میکردم و به این فکر میکزدم نیکا دو سال ازشون بزرگتر بود فقط...
ادم کشی یه چیزه و قتل بچه ها یه چیز... چرا بیشرفا؟
من پر از استرس و غمم همینجوری بای دیفالت، الان که...
فکر کنم اگه من به قتل برسم تو این قضایا، وبلاگمو پیدا کنن از جمله بالا برای علت مرگم استفاده کنن! بگن فاطمه فلانی به دلیل غم و استرس خودش را کشت!
تف بهتون...
عوضیای لاشی...
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر ۱۴۰۱ ساعت 10:44
توسط
|