خربزه کو ندارد نشان از پدر
بابا رفت و حس میکنم نگرانمونه ...
مدام بدون اینکه جان بدونه بهم میگفت چیزی کم داشته باشی بهم نگی مدیونمی و من آب می شدم...
سرمو بالا نگه میدارم و امیدوار میمونم هر چقدر زندگی میزنه تو دهنم باز پامیشم، به خودم میگم عجب خربزه جونی هستی تو! از انتظار متنفرم! کاش زودتر معلوم شه...
این سخت جونی رو از بابام یاد گرفتم بله اموزشیه نه ارثی!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ساعت 20:47
توسط
|