۶۴
امروز فهمیدم خیلی از مامانم استرس میگیرم! دارن میان پیشمون و کلی خونه رو سابیدم :)))
کار مفید؟ هیچ...
از این کار نیمه تمومم میترسم و نمیدونم چجوری شروع کنم!
اصلا من دیوونهم یا هم افسردهم نمیدونم با این همه انرژیم چی کار کنم...
جان استرس داره که...
دوحرفی همیشه میگفت، تو با همه دخترای ایرانی که دیدم فرق میکنی هرچقدر بیشتر میرم تو جامعه بیشتر میفهمم چی میگفت و صد البته که مرد ایرانی هم دستهاش الودهست که زن ایرانی اینه، تنها تفاوت من اینه که به خاطر یک بخشی از جامعه خودمو عوض نکردم! چونکه یه بار زندگی میکنم و این یه بارو میخوام با ارزشای خودم زندگی کنم و البته خوش شانس هم هستم که جانم رو دیدم ^___^
باید بیشتر خودمو باور کنم،،رفتار اون خانم میکروب که همه از جمله خودم هم خوبش رو میگفتیم اون روز خیلی زشت بود! یه بارم زفته بودم پیشش کمک یه متن داشتم مینوشتم که زبانش انگلیسی بود، مطمئن بودم جملهم درسته و گفت نه بیا سرچ کنیم سرچ کردیم و جمله من درست بود، سوسکی رفت! اینکه من مشکل اعتماد بنفس دارم به کنار اینا چقدر از خود متشکر و ایستاده بر حرف خویشن! یا هم بقیه رو قبول ندارن و خود برتر بینی افراطی دارن! ( خود خوو برتربینی هم البته افراطه :دی)؛ باری اون روز هم برای کار دیگه ای اونور بودم و با پرویی اون درخواستو ازم کرد و برگ هام فر خود!
چطور میتونین اینقدر پرو باشین :/