۶۱

با مامان اینا رفتیم دور دور و برای اولین بار در عمرم سردرد وحشتناکی گرفتم:(

امروز روز عالی بود؛ برای بار دوم مرحله اخر کار رو انجام دادم و کارم بنظرم خیلی تمیز بود!

داشتم با میم صحبت می‌کردم دکتر ه، گفت چقدر قشنگ حرف می‌زنه ::)

واکسن زدم!

چقدر نبودن ن، باعث خوشحالیم بوده و نمی‌دونستم! چه عجیب یعنی تماما در حال دروغ گفتن به خودم بودم؟

آه!