۶۰
۶۱
با مامان اینا رفتیم دور دور و برای اولین بار در عمرم سردرد وحشتناکی گرفتم:(
امروز روز عالی بود؛ برای بار دوم مرحله اخر کار رو انجام دادم و کارم بنظرم خیلی تمیز بود!
داشتم با میم صحبت میکردم دکتر ه، گفت چقدر قشنگ حرف میزنه ::)
واکسن زدم!
چقدر نبودن ن، باعث خوشحالیم بوده و نمیدونستم! چه عجیب یعنی تماما در حال دروغ گفتن به خودم بودم؟
آه!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 23:0
توسط
|