احوال پرسی؟ تو بگو!
مدتها از وقتی که این وبلاگ برو بیا داشت میگذره، از زمانی که کلی با ذوق کرکره رو میدادم بالا و دنبال نقش لبخند زدن بودم، به هر نحوی یا بهتره بگم به تنها نحوی که بلدم! همدلی! دوستای خوبی اینجا پیدا کردم که الان طبق قانون عدم بقای دوست و انسان؛ ازشون خبر ندارم و چند نفری هم هنوز هستن ! دلم بیشتر از همه برای بابالنگ درازم تنگ شده و هنوز گاهی خوابشو میبینم و یا اهنگهایی که بهم معرفی کرده یا فرستاده تو پلیرم پلی میشه و لبخند میاره روی لبام! انگار اینجا فقط من نقاش لبخند نبودم!
باری؛ یکی از بلگفایی ها که نمیدونم باید لینک کنم یا نه، پستی با عنوان " این پست برای توعه" گذاشته بود و خب منم دلم خواست! به یاد قدیما و حرفهای بسیاری که اینجا زدیم، غم ها و شاذیامون!
دوست من قدیمی یا جدید، خاموش یا روشن؛ این بار تو بگو!
+اسم واقعی یا غیر واقعی مهم نیست!