از هفته ای که گذشت!
هفته پری بود!
پنجشنبه خانوادهم رسیدن، جمعه مهمونی گرفتیم.
یکشنبه احساس مریض بودن اومد سراغم، دوشنبه مریض شدم، رفتیم تئاتر! سه شنبه مهمونی شرکت بودم تا نیمه شب! چهارشنبه رفتیم توچال و تجریش، پنجشنبه تا غروب استراحت کردم و شبش مهمونی خونه الف بودیم و تولد و چله!
از صبح دارم استراحت میکنم، جان کلاسه و هنوز نیومده.
من هم همجنان مریضم!
تو همه عمرم وقتی سرما خوردم خودمو کشتم؛ اما این بار دلم نیومد از پیش عزیزانم بودن بگذرم!
خانوادهم تو راهن و دارن میرن...
باید برای مامانم یه فکری کنم حالش جا بیاد!!!!!
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 18:32
توسط
|