مدام دنبال دلایل خستگیم بودم، بچه‌ها باورم نمی‌شه که این همه کار امروز کردم! چون اینستاگرامم نیست! باورم نمی‌شد هرچقدر جان می‌گفت زامبی شدی! دوباره جوونه‌های خربزه‌ای از کنار گوشام رشد کردن!

قلم روی گاز قل می‌خوره برای درمان! بوی کیک سیب و دارچینی که برای اسمان پختم با مریم تو گلدون پیچیده تو هم! سبزی یخ زده رو اپن هیجان‌زده نگاهم می‌کنه که بیا منو به آرزوی جلز ولزم برسون! تشنه‌م شده اینقدر ارائه فردا رو خوندم! صدای اخبار گوش دادن جان از اتاق میاد.