از سری فواید حذف اینستاگرام
محل پردازش دروغ، تخیل و ریا: اینستاگرام!
چه دسته گلایی که توی این یکی دو سال از دست دادیم و فکر کردیم بیشتر مردم به میزانی از آگاهی رسیدن که بشه بلند شیم از جامون و بتکونیم این غبار چهل ساله رو!
خاله میگفت دخترش سرش شلوغه و تو ستاد اقای فلانی داره خودشو جر میده و پلاس شده اونجا! ( معذرت میخوام ولی عصبانیم!) دخترش که تمام استوریهاش تو یک سال گذشته که من اینستاشو داشتم درباره اتفاقات اخیر بود! دخترش که از وقتی یادمه با پدر ول.ایی من بحث سیاسی میکرد! خالهم که گفت عصبانی شدم! اول از همه از خودم که اراجیف ادما رو باور میکنم! اول از همه از خودم که توی این مدت پتک واقعیت مردم محکم توی سرم خورده مدام! از خودم که ادعای هوش دارم و اینقدر زود باور کردم مردم فهمیدن! همونطور که من از محیط بسته خودم که بیرون اومدم فهمیدم! انتظار داشتم حالا که رسانه حرف اول دنیا رو میزنه، حالا که مد تناوبی نیست و ناگهان تو همه دنیا از طریق رسانه میترکه؛ مردم اگاه باشن مردم بفهمن... از خودم عصبانیم که فکر کردم ادما نمیدونن، حالا میبینم نه نمیخوان بدونن و نفع در ندونستنه، با چشمهام میبینم مردم هر جا منفعتشون باشه هستن، میبینم عزت نفسی نمونده ...
ادم باید خیلی پوچ باشه که اجازه بده هر بی سر و پایی سوارش بشه!
اون شب داشت با پدرم شوخی میکرد درباره کاندید محبوبش، یهو متوجه نگاه من و جان شد که این مدت استوریهاش رو دیده بودیم، یهو گفت من مجبورم خودمو به خاطر موقعیتم نشون بدم، وگرنه نان در خون ملت نمی زنیم و من رای نمیدم، با خنده میگفت و من خون خونم رو میخورد، چهره دخترکهامون/ پسرک هامون، باتومی که تن جانمو زخمی کرده بود جلو چشمم بود...
دیگه نشنیدم چی میگفتن فقط شنیدم که جان به داداشم در حالیکه به دخترخاله اشاره میکرد گفت اینا از پشت به ما خنجر میزنن...
تف به شرف نداشتهتون!
چقدر بزدل...
من میفهمم ادم ها دستشون زیر ساتور ایناست اما ایا لازمه بری تو ستادها باشی؟ نه! برو رایتو بده و خقتتو بکش! تا نمالی نمیتونی؟؟؟؟
بازم ببخشید که بی ادب بودم، ناراحتم، عصبانیم...