مغلطه بس!
من به شخصه از توضیح و حرف خسته شدم...
بنده خودم خریت زیاد داشتم، اما یه جایی ادم باید به خودش بگه بسه تا کی سرتو میکنی زیر برف اخه؟
هر لحظه من شهروند تحقیره. کوچکترین حقوق انسانیمون ازمون دریغ میشه و مدام سرزنش میشیم و کافیه اونچه هستیم باشیم که دیگه نباشیم...
بازخواست برای عقایدمون رو که بذار نگم اصلا بزرگترین حقارت و شکستنه...
هر چقدر دست و پا میزنیم بی فایدهست، گفتگو بی فایده، جنگ بی فایده، هنر بی فایده، علم بی فایده...
امروز همکارم میگفت بکشه به دور دوم میرم رای میدم، چون اگه فلانی رای بیاره بیچاره میشیم و اینکه شماها میگین بذار تموم شه عمر ماست میشه سی سال دیگه و تموم میشه چه فایده اون موقع؟ عمر ما که رفت خب!!! همه سی چهل ساله ایم! بذار اینا هم با ما تموم شن لااقل! بذار یه وجب خاک از این وطن ویرانمون بمونه، بذار خونه خرابم اگه میشیم بگن یه روز یه سرزمینی بود که مردمش برای وطن ایستادن، بذار کاوه باشیم...