برگشتیم، از ظهر تا الان خواب بودم.

ع. خیلی زحمت کشید.

ام ام به دل جان ننشسته، بقیه هم زیاد باهاش حال نمی‌کنن!

دوباره روز از نو و روزی از نو...

فهمیدیم که خیلی به تیممون حسودی می‌کنن و سعی دارن رابطه‌مونو با هم خراب کنن!