بعضی ها واقعا مشکلات اجتماعی گنده دارن!

س. چند هفته پیش که مرخصی بودم پیوی پیام داد که خانم فاخر میشه تو جلسه فلان مشکل رو هم بیان کنین، گفتم جلسه مگه شنبه اول وقته؟ گفت نه سه شنبه‌ست! گفتم خب من نمیومدم شرکت؟

فکر کردم قضیه رو گرفته، الان دیدم دیشب دوازده و نیم پیام داذه تو سایت فلان درباره پایداری فلان ماده خوندم :/

حاجی من در نمی‌رم که بذار شنبه شه!

واقعا اخلاقیات جنبه مهم تری می‌تونه از علم داشته باشه، دیسیپلین داشتن خیلی مهمه!!! حالا مثلا بقول گاندولف س. مثل چیییی از من می‌ترسه! تازه خوبه می‌ترسه نمی‌ترسید چجوری بود؟

خیلی سر مامان بابام غر می‌زنم که ما رو چرا اینجوری بزرگ کردین، ولی وقتی کارهای بقیه رو می‌بینم واقعا راضیم که رو ادب حساس بودن، حالا یکم زیاده روی کردن ما هرسه خجالتی هستیم ولی در کل راضیم!!!

تازه رفتار س. رو می‌بینم و اینکه معذب می‌شم از رفتارش، به خودم می‌گم بیشتر باید رو خودت کار کنی!

مثلا اینکه فقط دنبال اینم کارم راه بیفته نقطه ضعفمه، مدیر یکی از بخشامون می‌گه فاخرررر چرا نمی‌شینی؟ می‌گم آخه کارم کوچولوعه اجازه‌ش رو بگیرم برم :دی ولی خب اگه بشینم و یکم هم بلندتر صحبت کنم بهتر باشه!!!