هوای گریه!
دو شبه اول خوابم که هنوز کامل نخوابیدم، یه سری زمزمه میشنوم که درباره یه انجمنه و من که وفادار و حتی عضو مهمی از اون انجمنم(یاد گل.زار افتادم)! دیشب پاشدم بنویسمش چشمام باز نمیشد فقط تکرار کردم با خودم! الان هم یادم نیست!
واقعا از خودم میترسم، آخرش یه جادوگری چیزی ازم میزنه بیرون! بگیر بخواب دختر چته؟
ولی اگه جادوگر بشم آتیشم خیلی ها رو میسوزونه، اولیششششش رو نمیدونم ولی یکیشون چیزه!
تو رویاهات مگه آدمها رو بسوزونی، توبا اینکه بهت برخورده بازم ....
دلنازک بیچاره :(((
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۳ ساعت 14:43
توسط
|