دیدن ساعتهای جفت اذیتم میکند، یادت مرا را فراموش*
اینکه حتی وقتی دارم عمیق نفس میکشم و همه چیز به نظرم زیبا تر میآید، پاندول هورمون محکم میخورد توی مغزم که هی فکر نکن اینقدرها هم خوشحالی و زندگی سبز است، خیر این منم که به بازیت گرفتهام؛ عذابم میدهد.
دلم میخواهد مثل مصریهای قدیم، چند نفر بیایند با چوب بزنند توی سرم و اگر نتیجه نداد استخوان جمجهام را بشکافند تا شیاطین راحتم بگذراند و دود شوند ...
*از فاخریجات
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 20:30
توسط
|