توی دفترم حین مصاحبه کنار اسم آدم‌ها ویژگی‌هایی که به چشمم میاد رو می‌نویسم، نوشته بودم وزه پرحرف! ح. چشمش افتاد به دفترم خنده‌ش رو به زور جمع کرد بعد اومده می‌گه اینا چیه می‌نویسی؟ خب چرا دفترمو نگاه می‌کنی؟ یه جا هم نوشتم با فر یا با قر؟ :دی دفتر که نیست، جعبه اسراره!

سین. می‌گه آرررره این فاخر اولش مثل یه گنجشک بود، چه می‌دونستیم اینجوری می‌شه؟:دییی

الان هم توی مطب منتظرم، جان هم پیام می‌ده، خوبی؟ منم می‌خواستم بیام! می‌گم یه سونو ساده‌ست، سونو والد شدنمونو با هم میایم خیالت راحت:دی

گفتم؟ بیخیال همه و بد و خوبشون شدم؟ آرامم الان! باید س. و عین. رو هم آروم کنم، باید تیم عالی بمونیم!!!