گزارش
این بیماری "به ندرت" حسابی ذهنمو درگیر کرده، حتی اون با ندرته هم یکم نگرانم کرده که اگه با دارو خوب نشد چی؟ من از جراحی میترسم، خیلی خیلییی
یه جک رو با شیوه خودمون تعریف میکنیم، میگه ای خدا تو شاکی که چرا دوست پیدا نمیکنی؟ خب هیچکی نمیفهمه تو چی میگی؟ براش آن خطاط رو میخونم...
امروز پا روی غرورم گذاشتم و از ع. بخاطر تندی رفتارم عذر خواهی کردم، تا من باشم در لخظه خودمو کنترل نکنم! تنبیه خودم بود!!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۳ ساعت 19:37
توسط
|