اینجا کجاست؟
اتاق سرد بود، اومدیم تو هال بخوابیم، یه آن چشمم میافته به سطل برنج، استرس میگیرم که واقعا من ازدواج کردم و این خونه مال منه؟ غلت میزنم جان رو نگاه میکنم که توی پادشاهی پنجمه! بله من شوور کردم! یهو بعضی وقتها این شکلی میشم و میگم من دارم اینجا چکار میکنم؟
از عوارض خوابیدن تا لنگ ظهره، من باشم جمعهها الارمم رو خاموش کنم! همون بیاستراحتی و بیخوابی برای من خوبه!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر ۱۴۰۳ ساعت 0:55
توسط
|