خربزه ربایی در روز روشن و آلوده
بچه دایانا سقط شد، ازون روز چند تا از دوستامون حامله شدن، هی تو گروه میگن، دلم کباب میشه.
از وقتی میشناسمش دلش مامان شدن میخواست!
هی میگن خربزه خانم شما درباره اتفاقات منطقه نظری ندارین؟ باید بگم خیر، خربزه سر شده ::)
امروز یه آقای رفتگر سرشو تکون داد(یعنی من فقط همینو دیدم)، بعد منم سرمو تکون دادم(ذهنم: وا چرا به من سلام میکنه مگه میشناسه؟) ، بعد دیدم همچنان تکون میخوره و به دستش اشاره میکنه، هندز فریمو درآوردم گفتم بله؟ گفت ساعت چنده؟ گفتم. بعد یهو اومد جلو، تو ذهنم فقط کلمه ران پلی بود! گفت گوشی ساده بخرم میرم کربلا، گفتم ایشالا! دوباره جلو تر اومد و تکرار کرد در حال فرار گفتم خدا قبول کنه که یه آقایی وارد خیابون شد و نجات پیدا کردم!
هفته پیش هم یه ماشین مشکوک حاوی یه خانم و آقا میومدن پارک میکردن اونجایی که منتظر سرویس بودم! هیچی دیگه ازش عکس گرفتم برا جان فرستادم! پارانوئیدم؟ بله!
چرا هرجا میرم باید بهم بگن چقدر وول میخوری؟؟؟