تمرین حرف زدن شماره نمی‌دونم چندم، محل: مطب لیزر.

نگرانی از h.....p...v و اطمینان حاصل کردن از تمیزی!

جان کلاس داره، قراره بعدش بریم خرید مایحتاج و خیلی وقته نرفتیم با هم دور بخوریم...

ناهار برای اولین بار برگر درست کردیم و بنظرم هنوز جا داره یاد بگیریم!

دیشب باز خواب اون دوستم که خواب کامنتش رو دیدم، رو دیدم! باهاشون رفته بودیم دنبال یکی از بچه های وبلاگ بگردیم! پیداش هم کردیم و وضع تاسف بار بود؟ نمی‌دونم فقط یادمه خود اون خانم که دنبالش بودیم خوشحال بود و من و ایشون نا راحت!

می‌خوام همه چیزو به ت.خمک های بسیار محدودم بگیرم. یه حالت آفت جونم ولش کن خاصی دارم! ببینم می‌تونم خوابم رو با بیخیال بودن درست کنم؟؟

*ایران دریا دادور