یه آقای محترم در حراست داریم، به ساعت‌های خونه اومدنم خیلی گیر می‌ده، اون شب می‌گفت خانم فاخر بنده خدا شوهرت زخم معده گرفت اینقدر هر شب دیر می‌ری خونه، امروز که سر تایم اومدم می‌گه یه امشبم داری آن تایم می‌ری که برا بنده خدا شام بپزی هم، اسنپ گیرت نمیاد:دی

ملافه رو رخت آویز بود بردم جلو در بالکن که فردا آفتاب بخوره، جان می‌‌گه اینا رو می‌خوای دود بدی؟؟ :دی

امروز پ. خیلی آروم (هنوز فقط چند نفر می‌دونن و اعلام نشده) اومد بهم تبریک گفت و گفت تو قطعا توانمندی و این کلمه چسبید ته دلم، تائید طلب هم نیستم :::)))))