خواب!
خواب دیدم داریم از اول با هم آشنا میشیم، پشت تلفن صدای "قور" میومد! میگفت قورباغه داره! و من انگار میدیدم که قورباغهش کنار یقه لباس سبز/ مشکیش نشسته بود!
یه کوه بلند و من با لباس کردی زرد!
چمدون پر از لباس...
فرار...
اسمی که مرده بود ولی زنده بود!!!
حلزون و خانوادهش...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۳ ساعت 10:47
توسط
|