از اونجایی که آدم لج بکنی هستم، این دو روز در حدی آشپزی کردم که ثابت کنم رئیس کیه و غذا رو من درست می‌کنم باید خوب شه که دارم از خستگی تیکه تیکه می‌شم!

دیروز که خوب بود به کنار.

امروز از بعد صبحونه تو آشپزخونه بودم! در حدی که الان چشمام باز نمی‌شه!

ناهار تو فر بود، آش،رشته شام روی گاز و ناهار فردا ظهر هم نیمه آماده! الان زیر ناهار فردا رو بالاخره خاموش کردم!

هم خسته‌م هم احساس خفقان پس از پرخوری دارم، هم خوابم میاد هم حس میکنم چهار کیلو لاغریه پر با این برنامه‌هام!

یه سریال جدید شروع کردیم و دوتا شخصیت درحال رژیم داره، دلم کباب می‌شه! کاش چاقی فقط یه ویژگی ظاهری بود و اینقدر پیامد نداشت...

دارم بیهوش می‌شم، خوبه دوش رو اون وسط مسطا رفتم گرفتم!