غم های بزرگ
مامانم برامون سوغاتیهای سفرشون رو فرستادن و الان تماس گرفتن بپوشیم ببینن
مال من اندازه نبود، اینقدر بزرگه برام که به سختی بسته شد! جان میگه من نمیذارم اینجوری بری بیرون، انگار مال یه دختر بچهست تو پوشیدی مامان عکس فرستاده بود معلوم بود کوچکه چرا گفتی الا و بلا همین؟
داداشم میگه لاغر کن خواهر مننننن، من هر چقدر لاغر کنم این سایز من نیست خببببب!
الانم هی میاد میگه غصه نخور، ناراحتی؟ و به طرز عجیبی به تخمدانهامه!
دیشب برای مهمونامون شام درست کردم کار واحب پیش اومد رفتن، هیچی دیگه آدرس بدین غذا بفرستم ::))))
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 19:38
توسط
|