مدیر کوچولو
تو وبلاگ جامانده درباره روزنامه دیواری خوندم، یادمه من همیشهههه عاشق این کار بودم، خودم تیم میچیدم! جالبه که نه خط خوبی داشتم نه هم نقاشی هاش رو خودم میکشیدم! طراحی کلیاتش رو انجام میدادم و وظیفه هرکسی رو تعیین میکردم، مطالب رو هم خودم جمع میکردم و لحن نوشتار با من بود!
یادمه یه بار قرار بود نوشته ها رو محبوبه بنویسه و پدرش فوت شد و زود وطایف رو جابجا کردم، ده یازده ساله بودم!
امروز اینو یادم اومد و به خودم گفتم تو همیشه مدیر بودی، باز هم هستی و این باید کار تو باشه!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 15:12
توسط
|