فکر کنم اپراتور لیزر تخمک گذاریش بود!

من امروز اشکم دم مشکمه!

حال کنسرت رفتن هم ندارم!

دلمم درد می‌کنه!

ناهارم نداریم الان رسیدم خونه!

دلم غر زدن می‌خواد!

نوجوانی و جوانیم به فنا رفته و امیدی هم به آینده ندارم، چرا باید یکی رو به دنیا بیارم و اون هم به فنا بره؟ کاش ما آدم‌های متوسط و فقیر کلا بریم ببندیم! بالاخره این سیکل معیوب تا کجا قراره بره جلو؟؟؟؟؟

ولی بارون بارید و الان قطع شده و صدای گنجشکا میاد، سلول‌هام دارن نفس می‌کشن اما خب این نفس کشیدن با تمام سلول‌ها باید متوقف بشه.